رضا قليخان هدايت

89

مجمع الفصحاء ( فارسي )

صدر الدّين موسى ولد شيخ صفى الدّين اسحاق اردبيلى قدس سره بوده و به صحبت شيخ بزرگوار سيد نعمة اللّه شاه نور الدّين كرمانى رسيده . چهار بار پياده سفر حجاز كرده رياضات شاقه كشيده تا چهرهء شاهد مقصود در آينهء وجود ديده مدّتى در هرات سكونت جسته از كثرت اصحاب شاهرخ ميرزاى گوركانى توهم نموده او را عذر خواسته و به سمرقند رفته از ميرزا الغ بيك تلطفات بزرگ ديده در خرجرد جام متوقف و فوت شده و ولادتش در سنهء 757 و وفاتش در سنهء 837 واقع شده نود سال عمر داشته ديوانش را مكرر ديده‌ام . از اشعار آن جناب است : غزليات ز بحر عشق تو هر قطره‌اى چو دريايى است * به كوى وصل تو هر پشه‌اى چو عنقايى است * * * نمىتوان خبرى داد از حقيقت دوست * ولى ز روى حقيقت حقيقت همه اوست * * * مريد جملهء ذرات كاينات شود * دلى كه جلوهء خورشيد را طلبكار است * * * بندهء آن چشم مخمورم كه از هستى و ناز * در ميان شهر در هر گوشه‌اى غوغاى اوست * * * در ملك عاشقى كه دوعالم طفيل اوست * آن كس قدم نهاد كه اول ز سر گذشت * * * گر شير نه‌اى بگذر از اين بيشهء شيران * كاغشته به خونند درين بيشه دليران * * * طريق عاشقى وانگه سلامت * معاذ اللّه ز فكر باطل من * * * از مسجد و ميخانه وز كعبه و بتخانه * مقصود خدا عشق است باقى همه افسانه * * * رباعى از هر طرفى چهره گشايى كه منم * در هر صفتى جلوه‌گرايى گرايى كه منم